تبليغاتX
رعدآبی

هرگز شاد نخواهی بود اگر مدام به دنبال این باشی که معنای شادی چیست و هرگز زندگی نخواهی کرد اگر مدام به دنبال این باشی که معنای آن چیست!

                                                                 (آلبر کامو)

                                                                

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت   توسط نسترن | 
سلام به همه

نمی دونم تغییر کار آسونیه یا نه...ولی تا اونجاییکه می دونم باید خیلی سخت باشه..روزها می گذرن و می گذرن سال ۸۷ هم با تمام اتفاقات ریزو درشتش داره به آخر می رسه راستی پیشاپیش عید سال نو رو هم به همه ی دوستای گلم تبریک می گم.

فکر نکنم به مناسبت سال نو آپ تازه ای داشته باشم همین آپ هم به مناسبت سال نو هم یا آپ معمولیه.

یواش یواش هم هوا باز داره گرم میشه وای که چقدر از هوای گرم حالم بد می شه کلا من آبم با هوای گرم بهار وتابستون توی یه جوب نمی ره.

فردا هم بعد از یه مدت ولگردی و مهمون بازی قراره درسو شروع کنم ...نمی دونم چرا این ترم اصلا حال و حوصله ی درسارو ندارم نمی دونم فردارو چه جوری تحمل کنم....

روزها می گذرن بدون این که ازشون استفاده ببرم...وقتی قدر این روزا رو میدونم که از دست داده باشمشون.

می خوام خودمو عوض کنم می خوام مثل دوران بچگی حسابی از این روزها استفاده کنم چون می دونم دیگه این روزا برنمی گردن پس چرا بذارم به همین سادگی بگذرن؟

یاد بچگیو روزای قشنگش به خیر چه لحظاتی بود لحظات بی دغدغه گی ...

هرچی سعی می کنم برگردم به اون دوران سختمه نمی تونم با خودم فکرای عجیب غریب می کنم بازم نمیشه که نمیشه...

کسی هست کمکم کنه تا بتون یکم باز بچگیرو حس کنم؟؟

کار...درس.....کار....درس.....

زندگی خلاصه شده تو همین دو تا کلمه واسه همه یا کار یا درس بابا ما هم آدمیم حق داریم زنده باشیم .

تا کی زنده باشیم واسه کار چرا کار نکنیم واسه زندگی و زنده بودن بابا از من بعیده کار کجا بود دو تا کلمه درس می خونم غرغرم می کنم.

من دیگه نوبرشو آوردم به قول مامان بنده خدا وظیفه ی دیگه ای جز درس خوندن ندارم اما همونم درست حسابی انجام نمی دم.

خدایا ازت بابت زنده بودن ازت بابت نفس کشیدنم ممنونم ازت بابت این که یه بار دیگه بهم فرصت می دی که بهار زیبا رو لمس کنم ممنونم.

                                        سال نو پیشاپیش مبارک    

                            

                     

 

 

 

 

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و پنجم اسفند 1387ساعت   توسط نسترن | 
  خدا...     

                         نه برای خورشید

نه برای زمین

                      بلکه برای گلهایی که برایمان می فرستد

منتظر پاسخ است..

                                                       

                                                                                          "رابیندرانات تاگور"

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم اسفند 1387ساعت   توسط نسترن | 
سلام دوستان ...

امروز توی وب گردی هام توی وب نیمکت چوبی یه متن خوب خوندم و تصمیم گرفتم اون متنو بزارم توی وبلاگم

اسمش درخواست از خداست روی من تاثیر زیادی گذاشت بخونیدش قشنگه

درخواست از خدا

از خدا خواستم ....

مصائب مرا حل كند، خدا گفت: نه! و او فرمود: «حل مشكلات تو كار من نيست، من به تو عقل دادم و تو با توكل به من به مراد مقصود مي رسي.»

از خدا خواستم....

 غرور مرا بگيرد و او گفت: نه! و او فرمود: «باز گرفتن غرور كار من نيست بلكه تويي كه بايد آنرا ترك كني.»

از خدا خواستم .....

به من شكيبايي عطا كند و او گفت: نه! و فرمود: «شكيبايي دستآورد رنج است و به كسي عطا نمي شود، بايد آن را بدست آورد.»

 از خدا خواستم ....

به من سعادت بخشد و خدا گفت: نه! و خدا فرمود: «خود بايد متعالي شوي اما به تو ياري مي رسانم تا به ثمر بنشيني.»

از خدا خواستم ....

مرا كمك كند تا ديگران را به همان اندازه كه او مرا دوست دارد، دوست بدارم. خدا فرمود: «آفرين بالاخره مقصود اصلي را دريافتي.»

از او نيرو خواستم او مشكلات را جلوي پايم گذاشت تا قوي تر شوم.

از او حكمت خواستم او مسائل بسياري به من داد تا حل كنم.

از او شهامت خواستم او خطر را در مقابلم قرار داد تا از آن بجهم.

از او عشق خواستم، انسان هاي دردمند را سر راهم قرار داد تا به آنها كمك كنم.

 از او كمك خواستم به من فرصت داد.

در نهايت هيچ يك از خواسته هايي كه داشتم را دريافت نكردم اما به آنچه نياز داشتم رسيدم.

+ نوشته شده در  جمعه شانزدهم اسفند 1387ساعت   توسط نسترن | 
 دارم میرم از چی؟

از خستگی ....خوشحالم چرا؟نمی دونم

ناراحت نیستم غمگینم نیستم پس چیم؟

خوشحاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااال دارم پرواز می کنم راستش امروز زندگی بهم می خندید راس می گن هرجوری به دنیا نگاه کنی دنیا هم همون جوری بهت نگاه می کنه...

من امروز با چشم باز نگاش کردم حالا هم دنیا داره با چشم باز و شادو ....بابا بی خیال من نمی تونم جدی صحبت کنم امروز ...مثل اینکه من امروز بنکل ۳۶۰ درجه تغییرات فراوون کردم

من یعنی همون نسترن همیشه غمگین چن روز قبلم وااااااای من چم شده خودمم نمی دونم ..

دوست دارم الان داشتم توی آسون اون هم آسمون شب پرواز می کردمو واااااااااااااای حالشو می بردم ....

وااااای بذار یکم از دانشگاه بگم امروز که گذشت اما پس فردا هم باز کلاسه اونم با گلنارکار چه شود با حرف زدنش خیلی حال می کنم موندم اگه این لهجه ی ضایع رو نداشت چی کار می کرد .

بابا بی خیال من امروز چه قد دارم منفی می شم .....رو فاز منفی رفتم حسابی .

واااااای دارم می ترکم درسا این ترم می خوان واسم جونی نزارن یکی از یکی خفن ترن نمی دونم با این حقوق ثبت آبم توی جوب می ره یا نه ...نمی دونم خدا داند باید برم سراغ دوران بچه خرخونی این ترم.

راستی من هنوز نمی دونم چمه خیلی امروز باحال شدم اینو بقیه هم بهم گفتن خوبه؟؟؟

حتما این جوری واسه بقیه هم بهتره کاش همیشه همین مدلی باشم .

شاااااااااااااااااد و تیریپ باحال و واااااای خدا دارم بال در می آرم...

شیطونکی شدم واسه خودم بابا ای ول ......وروجک درونم داره زنده میشه آخه از ۳ سالگی دیگه این ورجک از بین رفته بوده ....

وروجک بیدار شو....ولی یه خرده دارم زیاده روی می کنم نه؟؟؟؟لوس شدم نه؟؟؟

بی خیال دنیا دوروزه.....نه؟؟؟

                                                        

+ نوشته شده در  یکشنبه یازدهم اسفند 1387ساعت   توسط نسترن | 
چند وقتیه که به شدت هوس بازگشت به دوران کودکی و پیدا کردم .

وای وقتی از این دوران حرف می زنم یه حس رهایی و آزادی جای جای بدنم احساس می کنم.

وقتی که یه بچه ی آزادو بی مسولیتی چقدر علاقه داری سریع به جرگه ی بزرگسالان با غم و اندوه بپیوندی بدون این که غم و اندوهشونو واسه این همه سختیه این دنیای به ظاهر قشنگ درک کنی

وجالب اینجاست که وقتی پات به این دوران نه چندان زیبا باز شد باز می گی یاد کودکی به خیر.

 

اما نه من مثل بقیه نبودم که تا بهم بگن بچه بهم بربخوره و بگم نه خیر من دیگه بچه نیستم .

چقدر دلم تنگه واسه یه خرده بچگی کردن بچگی توی دوران دیبستانو کل کل های توی مدرسه و اتوبوس واسه رفتن به اردوی کاشان و قم یا گریه زاریو اشک ریختن واسه گرفتن نمره ی ناپلئونی توی درس شیرین ریاضی.

قایم کردن برگه ی امتحانی از دید مامان و بابا و جالب تر جعل امضای بابا پای کارنامه و بعد هم خدا روز بد نبینه....

شنیدم می گن همیشه بچه ها دلیل خوشی و شاد بودنشون برای توی لحظه زندگی  کردنه برای همین احساس خوشی می کنن و حالشو می برن.

نه به یک ساعت قبل فکر می کنن و نه به آینده کاری دارن با خودم فکر می کنم پس من دیگه هیچ وقت اون احساس بچگیرو پیدا نمی کنم مگه فکر به آینده این اجازه رو می ده؟؟

دوران کودکی دیگه هیچ وقت برنمی گرده چه بخواهیم و چه نخواهیم.

+ نوشته شده در  جمعه نهم اسفند 1387ساعت   توسط نسترن | 

آکادمی  علوم و هنرهاي سينمايي اسامي برندگان هشتاد و يكمين دوره از رقابت‌هاي اسكار را اعلام كرد. در ميان فيلم‌هاي شرکت‌کننده در اين دوره از اسکار، «ميليونر زاغه‌نشين» ساخته دني بويل و «مورد عجيب و غريب بنجامين باتن» اثر «دیوید فینچر» بيشترين جوايز را به خود اختصاص دادند.

به گزارش مرکز خبري اميد به نقل از سايت سينمايي وراي تي، آكادمي علوم و هنرهاي سينمايي اسامي برندگان اين دوره از جوايز اسكار را در بخش‌هاي مختلف سينمايي به شرح زير اعلام كرد:

در بخش بهترين فيلم بلند سينمايي: «ميليونر زاغه‌نشين» به كارگرداني «دني بويل»

در بخش بهترين كارگرداني: «دني بويل» براي فيلم «ميليونر زاغه‌نشين»

در بخش بهترين بازيگر نقش اول مرد: «شان پن» براي فيلم «ميلك»
در بخش بهترين بازيگر نقش اول زن: «كيت وينسلت» براي فيلم «كتابخوان»
در بخش بهترين بازيگر نقش مكمل مرد: «هيت لجر» براي فيلم «شواليه تاريكي»
در بخش بهترين بازيگر نقش مكمل زن: «پنلوپه كروز» براي فيلم «ويكي كريستينا بارسلونا»

در بخش بهترين انيميشن:«انيميشن وال اي» به كارگرداني «اندرو استانتون» از كمپاني والت ديزني

در بخش بهترين فيلم خارجي: «فيلم جداشدگان» از كشور ژاپن

در بخش بهترين فيلمبرداري: «آنتوني داد منتل» براي فيلم «ميليونر زاغه نشين»

در بخش بهترين تدوين صدا: «ريچارد كينگ» براي فيلم «شواليه تاريكي»

در بخش بهترين فيلمنامه غير اقتباسي «داستين لنس بلك» براي فيلم «ميلك»

در بخش بهترين فيلمنامه اقتباسي: «سيمون بيوف ري» براي فيلم «ميليونر زاغه‌نشين»

در بخش بهترين گريم «مورد عجيب و غريب بنجامين باتن»

در بخش بهترين طراحي لباس: «مايكل اونر» براي فيلم «دوشز»

در بخش بهترين جلوه‌هاي ويژه: فيلم «مورد عجيب و غريب بنجامين باتن»

در بخش بهترين كارگردان هنري: «دونالد گراهام برت» براي فيلم «بنجامين باتن»

در بخش بهترين فيلم كوتاه فيلم «سرزمين اسباب‌بازي» به كارگرداني «الكساندر فري دانك»

در بخش بهترين مستند كوتاه: مستند «پينكي خندان» به كارگرداني «مگان ميلان»

در بخش بهترين مستند بلند: «مردي روي خط» به كارگرداني «سيمون چين و جينز مارش»

در بخش بهترين ميكس صدا: «گروه صدابرداري فيلم «ميليونر زاغه‌نشين»

در بخش بهترين تدوين فيلم: «كريس ديكنز» براي فيلم «ميليونر زاغه‌نشين»

در بخش بهترين موسيقي فيلم سينمايي: «آ. آر رحمان» براي فيلم «ميليونر زاغه‌نشين»

خب اینم از جوایز اسکار وبرنده ها ش پیش بینی می شد که میلیونر ....جوایزو درو کنه چون هم برنده ی جوایز گلدن گلوب شده بود و هم فیلمی بود که از تبلیغات خوبی طبق شنیده ها برخودار بوده...

اینم یه افتخار دیگه برای سینمای هندوستان راستی سینمای ما توی این قافله در چه حالیه؟

از حق نگذریم شنیدم (درباره ی الی)خوب تونسته موفق باشه و خرس نقره ای برلینو هم جایزه برده خوبه خوشحالم سینمای ما هم در عرصه ی بین المللی حرفی برای گفتن داشته باشه .

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت   توسط نسترن | 
                          

 

توی یه دوراهی گیر کردن سخته!!

آسمون راحت می باره کاش من هم مثل آسمون می باریدم...وقتی حس می کنم چقدر راحت دارن این روزا می گذرن بدون این که من چیزی ازشون بفهمم....اشکام سرازیر می شن.

من آفتاب رو دوس دارم به شرطی که قبلش بارون اومده باشه می تونم قطراتشو حس کنم پس من هنوز احساس دارم من هنوز می فهمم یعنی چی ؟؟؟

پس زنده ام؟معنیش اینه؟

حس می کنم دیگه مثل قبلا تنها نیستم نه من تنها نیستم .

من هنوز زنده ام می خوام فریاد بکشمو بگم نه منو نبرید من هنوز قلبم می تپه من هنوز آفتابو دوس دارم  من هنوز دیدن قطرات بارون و روی صورتم حس می کنم من زنده ام من نمردم

من دیگه تنها نیستم .

+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت   توسط نسترن | 
آسمان آبی ساکن و بی جنبش بر تلخی کوتاهی زندگی می افزاید...

                                                                          

                                                                                     (هنری ماتیس)

+ نوشته شده در  دوشنبه پنجم اسفند 1387ساعت   توسط نسترن | 

                           

                   به سوی هیچ کجا

                  کاش می دیدمت آن سوی نور

                  ره به هیچ کجا

                  در خود مچاله شدم

                  کاش کور سوی امیدم را داشتم

                  با نوازش باد به سمت عشق سرازیر شو

                  می بویمت ............

                  بشتاب ای آرامش ابدی بشتاب

                  سر در گریبان و فرو خورده ام

                                                                ( آفتاب)

 

   

      

+ نوشته شده در  یکشنبه چهارم اسفند 1387ساعت   توسط نسترن | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
آن سوی ناکامی ها همیشه خدایی هست که داشتنش جبران تمام ناکامی هاست....

نوشته های پیشین
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
پیوندها
حسام (cyber-love)
طلا جون(جانی دپ)
یاسمن(پنالتی)
فقط میثم منیعی
تنها ترین
اردیبهشت دل
نگین سرخ اسیا......سرور کل تاجیا
گروه 1611
بسکتبال بیم مازندران
یا علی گفتیم وعشق اغاز شد
بزرگترین وب طرفداران یاس
اتاق ارامش من
ایران ازاد من
خبرنامه ی امیر کبیر
یادداشت های یک دیوانه
تا بی انتها
آیدین-لبرون جیمز
حقوق برای همه
30ثانیه زیر خاک
دنیای من
شب افروز
فقط کلیپ و عکس بسکتبال
سراب
خودروهای روز دنیا
exir
آیدین:آغاز دوباره
من و ورزش
وبلاگ جالب بتسابه
ترنم
4LI (پسر خاک)
دختران دیکتاتور
بسکتبال و زندگی(مرد سیاه پوست)
سايفر
صابر ابر
ع / ناصري
بيمه ي نوين 2165
شواليه ي بي زره
عكسهاي بسكتبالي
درد دلهاي يه جوون
OmiD24KoBe
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM